الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )

57

كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي )

آنكه خداى عز و جل عهد و پيمان ولايت ما را از او گرفته و ايمان را در دلش نوشته و او را بروح خود كمك كرده اى احمد بن اسحق اين امريست از امر خدا و سريست از سر خدا و غيبى است از آن خدا آنچه من به تو افاده كردم بگير و پنهان دار و از شكرگزاران باش تا در عليين با ما باشى مصنف اين كتاب گويد اين حديث را نشنيدم جز از على بن عبد الله وراق ( و او را به خط وى يافتم خ ب ) و او آن را بر من خواند از گفته سعد بن عبد الله از احمد بن اسحق چنانچه ذكر آن را نمودم باب چهلم - آنچه در باره خضر عليه السلام رسيده است 1 - عبيد الله بن سليمان گويد من در بعضى از كتب خداى عز و جل خواندم كه ذو القرنين بندهء نيكى بود ، خدا او را حجت بر بندگان خود نمود و او را پيغمبر نكرد و خدا او را در زمين قدرت داد و از هر چيز به او وسيله اى عطا كرد پس چشمه آب حيات براى او وصف شد و به او گفته شد هر كس از آن شربتى نوشد نميرد تا صيحه آسمانى را بشنود ؛ ذو القرنين در جستجوى آن بيرون رفت تا به جائى رسيد كه در آن سيصد و شصت چشمه بود و خضر عليه السلام در مقدمه آنها بود و از همه مردم نزد او محبوبتر بود به او يك شور ماهى داد و بهر يك از ياران ديگر خود يك شور ماهى داد و به همه دستور داد كه هر كدام شور ماهى خود را در يكى از آن چشمه‌ها بشويند .